. . .

عجب وفايي داره اين دلتنگي

عجب وفايي داره اين دلتنگي

تنهاش كه ميذاري ميري تو جمع و كلي ميگي و مي خندي

mi45iau28z3z6e46b6

بعد كه از همه جداشدي از كنج تاريكي مياد بيرون

واي ميسته بغل دستت و دست گرمشو ميذاره رو شونت

برمي گرده در گوشت ميگه:خوبي رفيق؟بازم خودمم و خودت!

فرستادن دیدگاه